افراد آنلاین
Portal

معرفی گوشه‌های آوازی آلبوم «سیمرغ»/ علی کتولی

تصویرسازی: سهند سلطاندوست

در این نوشتار به معرفی ردیف‌ها و گوشه‌های آوازی اثر ارزشمند «سیمرغ» ساخته‌ی حمید متبسم، به خوانندگی همایون شجریان می‌پردازیم؛ و پیش از آن از بذل توجه هنرمند گرامی، همایون شجریان در بازبینی و اصلاح برخی از اسامی گوشه‌های یادشده، و همچنین از دوستان اهل آواز، آقایان مهدی کتولی و مهدی وظیفه‌شناس به‌خاطر همکاری‌شان با نگارنده در معرفی گوشه‌های یادشده قدردانی می‌نمایم. امیدوارم این کار ما مورد توجه و استفاده‌ی علاقه‌مندان ِ هنر آواز قرار بگیرد.

لازم به یادآوری است، ابیات و مصرع‌هایی که کم‌رنگ‌تر نوشته شده و اسامی گوشه‌ها در آن قید نشده است، به‌صورت دکلمه و همخوانی گروه کر اجرا شده‌اند.

ــ زادن زال:

تحریر اول: شروع با تحریر بیداد همایون
تحریر دوم: فرود به درآمد همایون

نبود ایچ فرزند مَر سام را
دلش بود جویا دل‌آرام را
درآمد همایون

نگاری بُد اندر شبستان اوی
ز گلبرگ رخ داشت وز مشک موی
بیداد

از آن ماهش امّیدِ فرزند بود
که خورشیدچهر و بُرومند بود
درآمد همایون

ز سام نریمان همو بار داشت
ز بار گران تنْش آزار داشت
درآمد

ز مادر جدا شد بدان چند روز
نگاری چو خورشید گیتی‌فروز

به چهره چنان بود بر سان شید
ولیکن همه موی بودش سپید
درآمد - بیداد - تحریر بیات راجع

یکی پهلوانْ بچه‌ی شیردل
نماید بدین کودکی چیردل
بیداد

تنش نقره‌ی پاک و رخ چون بهشت
بر او بَر نبینی یک اندام زشت
بیداد

کسی سام یل را نیارست گفت
که فرزند پیر آمد از خوبْ جفت
فرود از بیداد

ــ سام و زال:

فرود آمد از تخت سام سوار
به پرده درآمد سوی نوبهار
چهارگاه/ رجز

چو فرزند را دید مویش سپید
ببود از جهان سربه‌سر ناامید
رجز

سوی آسمان سر برآورد راست
ز دادآور آن‌گاه فریاد خواست
رجز

که ای برتر از کژی و کاستی
بهی زآن فزاید که تو خواستی
رجز

اگر من گناهی گران کرده‌ام
و گر کیش اهرمن آورده‌ام
رجز

چه گویم که این بچه‌ی دیو چیست
پلنگ دو رنگ است یا خود پری‌ست

بخندند بر من مِهان جهان
از این بچه در آشکار و نهان

بگفت این به خشم و بتابید روی
همی کرد با بختِ خود گفت‌وگوی

بفرمود پس تاش برداشتند
از آن بوم و بر دور بگذاشتند

به جایی که سیمرغ را خانه بود
بدان خانه این خرد بیگانه بود
زابل

نهادند بر کوه و گشتند باز
برآمد بر این روزگاری دراز
زابل - فرود به درآمد

همان خرد کودک بدان جایگاه
شب و روز افتاده بُد بی‌پناه

ــ سیمرغ و زال:

فرود آمد از ابر سیمرغ و چنگ
بزد برگرفتش از آن گرم سنگ
اصفهان

ببُردش دمان تا به البرزکوه
که بودش بدان‌جا کُنام گروه
اصفهان

نگه کرد سیمرغ با بچگان
بر آن خُردِ خون از دو دیده چکان
اصفهان

شگفتی بر او برفکندند مهر
بماندند خیره بر آن خوب چهر
اصفهان

خداوند مهری به سیمرغ داد
نکرد او به خوردن از آن بچه یاد

چو آن کودکِ خُرد پرمایه گشت
بر آن کوه بر روزگاری گذشت
درآمد ماهور

یکی مرد شد چون یکی زادسرو
برش کوه سیمین، میانش چو غرو
نصیرخوانی و طوسی

نشانش پراکنده شد در جهان
بد و نیک هرگز نماند نهان
داد - فرود به درآمد

به سام نریمان رسید آگهی
از آن نیک پی پور با فرّهی

تحریر حصار و فرود به درآمد چهارگاه

ــ بازگشت زال:

بر و بازوی شیر و خورشیدروی
به دل پهلوان، دست شمشیرجوی
چهارگاه

سپیدش مژه، دیدگان قیرگون
چو بُسد لب و رخ به‌مانند خون
مویه

دل سام شد چون بهشت برین
بر آن پاک فرزند کرد آفرین
زابل

تنش را یکی پهلوانی قبای
بپوشید و از کوه بگذارد پای
اشاره به مخالف - فرود به چهارگاه

فرود آمد از کوه و بالای خواست
یکی جامه‌ی خسرو آرای خواست
مغلوب

سپه یک‌سره پیش سام آمدند
گشاده‌دل و شادکام آمدند
حصار

تبیره‌زنان پیش بردند پیل
برآمد یکی گرد چون کوه نیل
حصار

خروشیدن کوس با کره نای
همان زنگ زرین و هندی درای
فرود حصار به چهارگاه

سواران همه نعره برداشتند
بدان خرّمی راه بگذاشتند
مغلوب

به شادی به شهر اندرون آمدند
ابا پهلوانی فزون آمدند
فرود به چهارگاه

ــ رودابه و زال:

یکی پادشه بود مهراب‌نام
زبردست و با گنج و گسترده‌کام

به بالا به کردار آزاده سرو
به رخ چون بهار و به رفتن تَذَرو

چو آگه شد از کار دستان سام
ز کابل بیامد به هنگام بام

یکی نامدار از میان مِهان
چنین گفت با پهلوان جهان
درآمد نوا

پس ِ پرده‌ی او یکی دختر است
که رویش ز خورشید نیکوتر است
درآمد نوا

ز سر تا به پایش به کردار عاج
به رخ چون بهشت و به بالای ساج
درآمد نوا

دو چشمش به‌سان دو نرگس به باغ
مژه تیرگی برده از پرّ زاغ
درآمد نوا

بهشتی‌ست سرتاسر آراسته
پر آرایش و رامش و خواسته
درآمد نوا

برآورد مَر زال را دل به جوش
چنان شد کزو رفت آرام و هوش
درآمد نوا

دل زال یک‌باره دیوانه گشت
خرد دور شد، عشق فرزانه گشت
درآمد نوا

بپرسید سین‌دخت مهراب را
ز خوشاب بگشاد عنّاب را

چه مردی‌ست آن پیر سر پور سام
همی تخت یاد آیدش یا کُنام؟

چنین داد مهراب پاسخ بدوی
که ای سرو سیمین‌بر ماه‌روی
نهفت

دل شیر نر دارد و زور پیل
دو دستش به کردار دریای نیل
درآمد نوا

چو بر گاه باشد زرافشان بُوَد
چو در جنگ باشد سرافشان بُوَد
رُهاب

سپیدی مویش بزیبد همی
تو گویی که دل‌ها فریبد همی
نهفت

چو بشنید رودابه این گفت‌وگوی
بر افروخت، گلنارگون گشت روی
فرود به درآمد نوا
 
دلش گشت پر آتش از مهر زال
وز او دور شد خورد و آرام و هال
درآمد نوا

که من عاشقی ام چو بحر دمان
از او بر شده موج بر آسمان

پر از مهر زال است روشن دلم
به خواب اندر اندیشه زو نگسلم

دل و جان و هوشم پر از مهر اوست
شب و روزم اندیشه‌ی چهر اوست

نه قیصر بخواهم نه خاقان چین
نه از تاج‌داران ایران‌زمین

چو خورشید تابنده شد ناپدید
در حجره بستند و گم شد کلید
نهفت

برآمد سیه چشم گلرخ به بام
چو سرو سهی بر سرش ماهِ تام
نهفت

چو از دور دستان سام سوار
پدید آمد این دختر نامدار
درآمد نوا

دو بیجاده بگشاد و آواز داد
که شاد آمدی ای جوانمرد راد
درآمد نوا

کمندی گشاد او ز گیسو بلند
که از مشک از آن‌سان نپیچی کمند
درآمد نوا

کمند از رهی بستد و داد خم
بیفکند بالا نزد هیچ دم
نهفت

ز دیدنش رودابه می‌نآرمید
به دو دیده در وی همی بنگرید

فروغ رخش را که جان بر فروخت
در او بیش دید و دلش بیش سوخت

چنین تا سپیده بر آمد ز جای
تبیره برآمد ز پرده سرای
رُهاب و بوسلیک

در همین زمینه:

     معرفی ردیف‌ها و گوشه‌های آوازی در آثار همایون شجریان (پاره‌ی نخست)
     معرفی ردیف‌ها و گوشه‌های آوازی در آثار همایون شجریان (پاره‌ی دوم)
     معرفی گوشه‌های آوازی آلبوم «آب، نان، آواز»
     معرفی گوشه‌های آوازی آلبوم «شب جدایی»

دسته: نقد و بررسی | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 352-2 | لینک ثابت | |